ترجمه ی شعری از ای. ای. کامینگز

I Carry Your Heart with Me

I carry your heart with me (I carry it in
my heart) I am never without it (anywhere
I go you go, my dear; and whatever is done
by only me is your doing, my darling)
I fear no fate (for you are my fate, my sweet) I want
no world (for beautiful you are my world, my true)
and it's you are whatever a moon has always meant
and whatever a sun will always sing is you
here is the deepest secret nobody knows
(here is the root of the root and the bud of the bud
and the sky of the sky of a tree called life; which grows
higher than the soul can hope or mind can hide)
and this is the wonder that's keeping the stars apart
I carry your heart (I carry it in my heart)

  by: E.E.Cummings

 

من قلبت را با خود حمل می کنم

 

من قلبت را با خود حمل می کنم
(من آن را در قلبم حمل می کنم)
و هرگز بدون آن نیستم.
(هر جا که من می روم تو می روی، عزیز من!
و هر کاری را که به تنهایی انجام می دهم،
تو در آن سهیم هستی، محبوب من!)
از سرنوشت هراسی ندارم،
(چرا که تو سرنوشت منی، شیرین من!)
دنیا را نمی خواهم،
(چرا که زیبای من! حقیقت من! تو دنیای منی)
معنای درخشش ماه
و آواز خوانی خورشید، تویی.
اینجا رازی عمیق وجود دارد، 
که کسی را یارای فهمیدن آن نیست.
(اینجا ریشه در ریشه،
شاخه در شاخه،
و آسمان در آسمان،
مملو از درختی است به نام زندگی.
درختی که رشد می کند،
فراتر از امید یک روح
و پنهان کاری یک عقل)
و شگفتا که این درخت،
ستاره ها را از هم دور نگه می دارد.
من قلبت را با خود حمل می کنم
(من آن را درون قلبم حمل می کنم
(

 


اگر دل دلیل است

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم


چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم


اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم


اگر دل دلیل است آورده ایم

اگر داغ شرط است ما برده ایم


اگر دشنه ی دشمنان گردنیم!

اگر خنجر دوستان گرده ایم!


دلی سربلند و سری سر به زیر

ازاین دست عمری به سر برده ایم


قیصر امین پور

محرم